هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستید، کس دیگری دارد نفس های آخرش را می کشد. پس دست از گله و شکایت بردارید و بیاموزید چگونه با داشته هایتان زندگی کنید.

ads

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

 

 ساعت فوق العاده زیبای تیسوت گلد برای آقایان مشکل پسند 

 

قيمت با تخفیف فقـط : 49,000 تـومـان

 

ساعت بسیار شیک گوچی طرح عشق مخصوص بانوان جوان

قيمت با تخفیف فقـط : 25,000 تـومـان

 

تبلیغات

فروش ویژه با 30 درصد تخفیف


ساعت جدید دخترانه الیزابت

ساعت جدید دخترانه الیزابت

 

موبر دائمی سان دپیل sundepil

موبر دائمی سان دپیل

 

دستگاه ورزشی لاغری شکم و پهلو

دستگاه ورزشی لاغری شکم و پهلو

 


گن فرم دهنده بدن اسلیم لیفت آه برا

گن سوتین فرم دهنده سینه اسلیم لیفت آه برا اصل

 


پکیج چاقوی نانو رنگی « ۳ تایی »

 

دسته : سرگرمی       نویسنده :       زمان ارسال : ۰۷ خرد ۱۳۹۲       بازدید : 12

شب زفاف از زبان رضا کیانیان

۱

داستان جالب رضا کیانیان از شب زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی
رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته خاله وشوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا زحمت می کشید؟یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟شوهر خاله ام می گفت :راضی نیستم خودم بر می دارم . کیانیان در ادامه گفته :دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.

من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟

گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .رخت خواب هم پهن بود .اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد از یک ساعتی عزمم را جزم کردم .رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم

۱ یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کرد م واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .عمه ات هم می گفت :قربون لب ودهنتون چرا زحمت میکشید؟?? آخه

گردآوری :آریا تاک
منبع :دانلود نیو موزیک
صفحه 1 از 11

تبلیغات