کل کل محسن یگانه و بنیامین بهادری!
X بستن تبلیغات
دوشنبه , ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

کل کل محسن یگانه و بنیامین بهادری!

آریا تاک: اگر به محسن یگانه باشد، اسمش را می‌گذارد «ماجرای نادر» و اگر به قول بنیامین باشد، «اتفاق خوبه» افتاده است. همین در کنار هم قرار گرفتن دو خواننده مهم موسیقی پاپ را می‌گوییم.

نزدیک بودن زمان انتشار آلبوم‌هایشان و رقابت همیشگی این دو وسوسه‌مان کرد سراغشان برویم و ببینیم در آلبوم سوم هر دو چه خبر است. همین وسوسه، گفت‌و‌گوهای مفصل و اعتراف‌های عجیب و غریب این دو خواننده را به همراه داشت.

هر دوی این دوستان عزیزمان، در جمع‌وجور کردن این پرونده، خیلی لطف و کمک کردند تا شما برای اولین‌بار، بنیامین و یگانه را در یک قاب و جلوی دوربین «نسل‌امروز» ببینید. از هر دو تشکر می‌کنیم. خیلی هم تشکر می‌کنیم.

اول از همه با کل‌کل‌های دو نفره‌شان در روز عکاسی، خودتان را گرم کنید و بعد از آن سراغ حرف‌های مفصلشان بروید. شوخی‌هایی که از ته دل بود نه سوری. بنیامین بهادری عزیز، محسن یگانه نازنین، ممنون. دعای خیر نسل‌امروزی‌ها را همراه آلبوم‌هایتان خواهیم کرد.

شما دو نفر که اینقدر با هم رفیقید، چه شد که بینتان اختلاف افتاد؟ جریان چه بود؟

محسن: بنیامین یک گافی داد که آخرش تقصیر من شد. بنیامین چند سال پیش، مصاحبه‌ای کرد. این گفت‌وگو کمی جنجالی بود، بعد آن را جنجالی‌تر هم کردند. در آن مصاحبه، بنیامین در مورد من حرفی زده بود؛ همین. اما بعد از انتشار آن، عده‌ای دنبال این افتادند که از من جوابیه بگیرند. من هم در آن دوران خیلی آدم عصبی‌ای بودم، اصلا اوضاع خوبی نداشتم. خیلی عصبی و بدخلق بودم. الان من را نبینید؛ الان فقط وقتی عصبی می‌شوم که فشار کار داشته باشم، اما آن موقع خیلی عصبی‌تر از این حرف‌ها بودم و عده‌ای هم که دلشان می‌خواست من را خراب کنند، از آب گل‌آلود ماهی گرفتند.

حالا از اینکه با هم رفیقید، چه احساسی دارید؟

بنیامین: محسن خوبه. باحاله.

محسن: من هیچ رفاقتی با این آقا ندارم (می‌خندد)، قدش هم از من بلندتر است.

بنیامین: حالا خارج از شوخی من امیدوارم آلبوم سومت منفجر کند. روند دومی بهتر از اولی، حتما باید روند سومی‌ بهتر از اولی را در پی داشته باشد تا چنین سابقه‌ای در موسیقی پاپ ایران ایجاد شود. واقعا دلم می‌خواهد آلبومت حسابی شنیده شود. یک چیز بامزه بگویم. شب کنسرت من، محسن روی استیج آمد تا با هم الهه ناز را بخوانیم، تا روی سن آمد در گوش من گفت می‌خواهی من «دنیا دیگه مث تو نداره»را بخوانم و تو هم«سکوت»  را، ببینیم مردم برای کدامش بیشتر جیغ می‌زنند؟ (محسن می‌خندد) گفتم محسن میشه این کار را نکنیم؟ می‌خواهی جنگ گلادیاتورها را روی استیج نکشیم؟ (می‌خندند) با خودم در لحظه فکر کردم که اگر یک درصد، فقط یک درصد «سکوت» بالا می‌رفت، من ضایع می‌شدم.

محسن: چرا یک درصد؟ چرا یک درصد؟ (می‌خندد)

بنیامین: (می‌خندد) خب ۵۰درصد، اما در هر حال این کار برای من دو سر باخت بود. چون کسی که بلیت کنسرت بنیامین (یا هر خواننده دیگری) را می‌خرد، یعنی به او عِرق و علاقه دارد. ممکن بود به دلیل احساس رقابت یا اینکه فکر می‌کنند، روی سن جنگی درگرفته، برای «دنیا دیگه مث تو نداره» خیلی جیغ بزنند و در این حالت هم باز برای من بد بود. همه می‌گفتند یگانه را روی سن آورده و ضایع کرده و فرستاده پایین. هم در این حالت و هم در حالت قبلی، من ضایع می‌شدم.

محسن: در آن لحظه به چه چیزهایی فکر کردی! من اصلا فکر نکردم. تو میکروفون را جلوی من گرفتی، من گفتم هان؟ چی؟ من اییرمانیتور ندارم، اصلا نمی‌دانم آهنگ چه گامی دارد!

بنیامین: ولی مردم حال کردند.

نمی‌خواهید با هم کنسرت مشترک بگذارید؟

محسن: همین که می‌بینی ما دو نفر کنار هم ایستاده‌ایم، یک اتفاق نادر در موسیقی ایران است. خیلی‌خیلی کم پیش می‌آید که دو نفر حاضر باشند دوشادوش هم بایستند. در موسیقی به طور کل همه با هم مشکل دارند. ما خودمان مشکل نداشتیم که الان اینجاییم.

بنیامین: حالا برعکس این مشکل داشتن در ایران، در هالیوود، این اتفاق به شکل دیگری افتاده است. خواننده‌ها قبلا با هم به سختی فیت می‌کردند، ولی حالا بیشتر از قبل با هم کار می‌کنند و هرچه پیش می‌روند، بیشتر با هم همکاری دارند برای آنکه جامعه خودشان را قوی‌تر کنند. این یک اتفاق مدرن است و هرچه جلوتر می‌رویم، بیشتر باید به این سمت برویم.

محسن: به این منطق رسیده‌اند که موسیقی، یک صنعت است و باید همکاری را در این صنعت بیشتر کرد.

شما دو نفر الان رفیق‌هایی هستید که رقیب همدیگر هم به حساب می‌آیید. درست است؟

بنیامین: رقابت نباشد که رفاقت فقط به درد چای خوردن و یک جا بنشینیم و حرف بزنیم، می‌خورد. همین رقابت است که جذاب‌ترش می‌کند.

محسن: الان دو تا آرتیست موزیک الکترونیک هستند که در سبک خودشان دیوانه‌اند! ولی هر دو به بک‌استیج کنسرت‌های همدیگر می‌روند؛ کاری هم نمی‌کنند، فقط می‌ایستند. فقط برای اینکه جمعشان و موسیقی‌ای که از آن لذت می‌برند، ارتقاء پیدا کند و کیف کنند.

محسن، فکر می‌کنی بنیامین به ما گفته کدام آهنگت را بیشتر دوست دارد؟

محسن: به نظرم گفته «سکوت».

بنیامین: آره؛ «سکوت»ات واقعا قطعه خوبی است. در موزیک پاپ اینطوری است که وقتی مردم قطعه‌ای را دوست دارند، یعنی موفق است.

محسن: الان اگر بنیامین را از من بپرسید، می‌گویم «دنیا دیگه مث تو نداره». جالب اینکه همه آلبوم بنیامین ۸۵ را به نام «دنیا دیگه مث تو نداره» می‌شناسند. همانطور که آلبوم «رگ خواب» من را با نام «سکوت» می‌شناسند. این در شرایطی است که قطعه‌ای هیت یا مگاهیت ‌شود و در این شرایط، داستان به کل فرق دارد.

بنیامین: جالب اینکه حتی همان قطعه من، اسمش «خاطره‌ها» است نه «دنیا دیگه مث تو نداره».
محسن تیتراژ سریال «آسمان همیشه ابری است» را خواندی که به یکی از قطعاتت در آلبوم «رگ خواب» شبیه بود. درست است؟

محسن: آن تیتراژ را من تنظیم نکرده بودم. وقتی خودم تنظیم‌کننده باشم، همه تلاشم را می‌کنم که فقط در یک آلبوم، تنظیم‌ها شبیه هم باشد، ولی آلبوم تا آلبوم باید با هم فرق کنند.

دیگر تیتراژ نمی‌خوانی؟

محسن: فعلا نه.

به نظرت در مورد «قلب یخی» اشتباه نکردی؟

محسن: من آن موقع اصلا به این فکر نکردم که وقت ندارم. درگیر کنسرت‌ها بودم و واقعا وقت نداشتم. در صورتی که برای چنین کاری، باید با تک‌تک عوامل حرف بزنی، کلیت کار را بدانی، ببینی و…؛ باید ببینی خود دست‌اندرکاران وقت دارند؟ برای چه سراغ تو آمده‌اند؟ آمده‌اند چون به کار تو اعتقاد داشتند یا آمده‌اند که کارشان را راه بیندازی؟ حالا باید اعتراف کنم که اشتباه کردم. این پروژه همه چیز داشت جز وقت.و تو بنیامین، تازه تیتراژ تلویزیون را شروع کرده‌ای.

بنیامین: «ماه عسل» کاری برای ماه رمضان بود. هر هفته هم متناسب با حال و هوای ماه رمضان، کمی ریتم، تنظیم و شعر تغییر می‌کرد و در واقع هر هفته همراه با ماه کامل می‌شد. تیتراژ اگر کار خوبی باشد، باز هم انجام می‌دهم.

هیچکدام دوست ندارید برای یک افتخارآفرینی یا یک واقعه ورزشی قطعه‌ای بخوانید؟

محسن: من ژانرم این نیست.

بنیامین: جام‌جهانی قبل ما داشتیم کاری را تنظیم می‌کردیم که در اینترنت آپ کنیم، اما یکهو دیدم کلی آهنگ به همین مناسبت آمده است. من هم کلا بی‌خیال پروژه شدم،اما در اصل باید موقعیت پیش بیاید. موزیک پاپ همین است. باید در موقعیت تصمیم بگیری، مثلا همین قطعه «سکوت» این را ببین…

محسن: ببین همین می‌شود که اختلاف به وجود می‌آید. به من می‌گوید «این»، انگار من مبلم! (می‌خندند).

هر دو فینالیست هستید؟

محسن: من به دلیل اینکه حال و هوای موزیک الکترونیک در «رگ خواب» خیلی به دلم نشست، اینجا هم بیشتر به آن پرداختم. امیدوارم شنیده شود و واقعا بنیامین، امیدوارم آلبومت بترکاند. چون تو بترکانی، من هم بیشتر دیده می‌شوم.

بنیامین: خیلی چاکریم. من هم امیدوارم آلبومت خیلی پرفروش شود و حسابی شنیده شود.


جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>