نبرد رستم و جومونگ

نبرد رستم و جومونگ
بازدید : 19 مشاهده

نبرد رستم و جومونگ

نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!

ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم

رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:

منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت

جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:

تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی

در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:

چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین

بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:

جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!

و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:

و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!

و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!

مطالب پیشنهادی



برچسب‌ها: , , , , , , , , , , ,

17 دیدگاه برای : نبرد رستم و جومونگ
  1. ابراهیم گفت:

    خیلی با مزه بود یک دانه دیگر بریز

  2. تموشین موهیول گفت:

    عالی بود

  3. ارش گفت:

    bravoo خیلی جالب بود

  4. نگین گفت:

    چقد جالب بود کلی خندیدم

  5. mmmmsh گفت:

    خوشم اومد خیلی باحال بود

  6. ناشناس گفت:

    عالی است فقط یک علت دارد این که مطالب کمی زیاد است و آدم سر در گم می شود باتشکر

  7. اینو بخون گفت:

    این موضوع برای خنده خوبه درسته بعضی از هموطنان مون پایی این موضوع دلخوش هستن ولی زودی از یادشون این موضوعها میره ولی حتی آدم از اون حزب الله باشه تنها چیزی یادش میمونه میهنش نه چیز دیگه
    با تشکر فربد

  8. سینا گفت:

    سلام.خوب بود ولی طولانی

  9. مهسا گفت:

    خیلی عالی بود

  10. سیما گفت:

    عالی بوووووووووووووووووووووووود

  11. سیما الاغه گفت:

    خییلی بد بود

  12. لالی فورنیا گفت:

    من گفتم الآن رستم میکشش .آخرش خیلی احساسی بود شبیه فیلم ها ایرانی

  13. لالی فورنیا گفت:

    من یه الاغ نیاز دارم .سیما الاغ من میشی؟؟؟

  14. رهاجون گفت:

    چرا واسه ی خنده به خانوما توهین می کنی.خیلی بی شعوری…..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گالــری تصــاویر

طراحی و کد نویسی : حسین رضاییان

برو بالا